احمد قلى زاده

25

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

به قدر حاجت نگاه كنند . و كسى كه درصدد ازدواج است مجاز است روى زنى را كه مىخواهد با او ازدواج كند براى اخذ تصميم ببيند . استحسان قياسى عبارت از اين است كه به مقتضاى قياس خفى عمل كنيم و از قياس جلى دست بكشيم پس در حقيقت استحسان قياسى در مواردى است كه دو قياس وجود داشته باشد ، يكى جلى و ديگرى خفى ، قياس جلى را ترك كرده و قياس خفى را به كار ببنديم و دليل اين امر اين است كه اثر و نتيجهء قياس خفى در اين‌گونه موارد كه قياس مىشود از اثر و نتيجه قياس جلى صحيح‌تر است و اين مطلب در بررسى موارد به خوبى محرز مىشود مثلا هرگاه دو نفر از شخص ثالثى مشتركا طلبكار باشند هرچه وصول شود از آن هر دو است و هيچ‌يك از آنها حق ندارد مقدارى از دين را وصول كند و به خود اختصاص دهد ، بر اين قياس اگر پس از وصول مقدارى از طلب آنچه وصول شده تلف شود از آن هر دو بوده و هريك بايد به نسبت طلب خود متحمل ضرر شوند ولى به حكم استحسان آنچه را تلف شده فقط سهم گيرنده و آنچه را آن وصول نشده سهم ديگرى مىدانند . استصحاب « 1 » استصحاب در لغت از مصاحبه و از ريشه صحبت گرفته شده و مصدر باب استفعال است . گفته مىشود : « استصحب زيد فى سفره الكتاب » يعنى زيد در سفر خود كتاب همراه خود گردانيد . استصحاب در اصطلاح تعريف‌هايى دارد كه بعضى از آنها خالى از مناقشه نيست و بهترين تعاريف تعريف شيخ و آخوند است :

--> ( 1 ) . كفاية الاصول ج 2 - ص 273 اصول فقه - ج 4 - ص 275 اصول استنباط ص 267 .